مطالب پزشکی
جستجو

وقتی درمان هم گران می شود؛ تحریم و گرانی چطور مردم را از درمان بیماری ها دور کرده است؟

وقتی درمان هم گران می شود؛ تحریم و گرانی چطور مردم را از درمان بیماری ها دور کرده است؟

بیماری زمانی ترسناک تر می شود که هزینه درمان آن از توان مالی خانواده بیشتر باشد. در سال های اخیر، افزایش قیمت دارو، ویزیت پزشک، آزمایش، تصویربرداری، جراحی و خدمات توانبخشی باعث شده است درمان برای بخش قابل توجهی از مردم به یک تصمیم اقتصادی تبدیل شود؛ تصمیمی که گاهی بین پرداخت هزینه های ضروری زندگی و مراجعه به پزشک باید یکی را انتخاب کنند.

در چنین شرایطی این سوال مطرح می شود که تحریم و گرانی دقیقا چه تاثیری بر رفتار مردم در برابر بیماری داشته است؟ آیا مردم کمتر به پزشک مراجعه می کنند؟ آیا داروهای خود را ناقص مصرف می کنند؟ آیا بعضی آزمایش ها و جراحی ها به تعویق افتاده است؟ و مهم تر از همه، آیا می توان گفت آمار درمان بیماری ها در کشور کاهش پیدا کرده است؟

پاسخ به این سوال ساده نیست، زیرا آمار رسمی و یکپارچه ای که نشان دهد مثلا چند درصد مردم به دلیل گرانی درمان خود را متوقف کرده اند، منتشر نشده است. با این حال، مجموعه ای از شاخص های اقتصادی و درمانی نشان می دهد که فشار مالی بر بیماران افزایش پیدا کرده و این فشار می تواند مستقیما بر میزان مراجعه مردم برای دریافت خدمات پزشکی تاثیر بگذارد.

هزینه درمان دیگر فقط هزینه دارو نیست

وقتی درباره گرانی درمان صحبت می کنیم، معمولا اولین چیزی که به ذهن می رسد قیمت دارو است. اما هزینه واقعی بیماری بسیار بیشتر از قیمت یک نسخه است. بیمار ممکن است برای یک بیماری ساده مجبور باشد هزینه ویزیت، آزمایش، دارو، رفت و آمد و در بعضی موارد تصویربرداری یا مراجعه مجدد به پزشک را پرداخت کند.

برای بیماری های مزمن، این هزینه ها تکرار می شوند. فردی که به دیابت، فشار خون، بیماری قلبی، ام اس یا مشکلات کلیوی مبتلا است، نمی تواند فقط یک بار هزینه درمان پرداخت کند. او باید ماهانه یا حتی هفتگی برای دارو و خدمات پزشکی هزینه کند.

به همین دلیل افزایش قیمت یک دارو ممکن است در ظاهر رقم بزرگی نباشد، اما زمانی که چند قلم دارو باید به صورت دائمی خریداری شود، فشار آن روی بودجه خانوار بسیار سنگین خواهد شد.

پرداخت از جیب مردم، نشانه مهمی از بحران درمان

یکی از مهم ترین شاخص ها برای بررسی وضعیت درمان، میزان پرداخت از جیب مردم است. در سال های اخیر، سهم قابل توجهی از هزینه های سلامت مستقیما توسط خانوارها پرداخت شده است. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که درآمد خانوارها همزمان با هزینه های زندگی با افزایش متناسبی روبه رو نشده باشد.

وقتی بخش بزرگی از هزینه سلامت بر دوش خانواده قرار می گیرد، طبیعی است که افراد کم درآمد بیشتر در معرض حذف خدمات درمانی قرار بگیرند. یک خانواده با درآمد محدود ممکن است بتواند هزینه یک ویزیت را پرداخت کند، اما وقتی پزشک برای تشخیص بیماری چند آزمایش و تصویربرداری تجویز می کند، هزینه ناگهان چند برابر می شود.

در این مرحله برخی بیماران ممکن است تصمیم بگیرند آزمایش را به زمان دیگری موکول کنند یا حتی بدون انجام آن، درمان را رها کنند. این رفتار شاید در کوتاه مدت هزینه خانواده را کاهش دهد، اما در بلندمدت می تواند باعث تشدید بیماری و افزایش هزینه های درمان شود.

تحریم چگونه هزینه درمان را بیشتر می کند؟

تحریم ها فقط روی قیمت کالاهای وارداتی تاثیر نمی گذارند. تاثیر آنها می تواند به صورت غیر مستقیم در بخش های مختلف اقتصاد دیده شود. کاهش ارزش پول ملی، دشوار شدن مبادلات مالی، افزایش هزینه واردات و مشکلات مربوط به تامین برخی مواد اولیه و تجهیزات پزشکی، همگی می توانند هزینه نهایی درمان را بالا ببرند.

در حوزه پزشکی، این فشار می تواند برای داروها و تجهیزات وارداتی اهمیت بیشتری داشته باشد. حتی اگر یک دارو مستقیما مشمول تحریم نباشد، مشکلات انتقال پول، حمل و نقل، تامین مواد اولیه یا تغییرات نرخ ارز می تواند قیمت تمام شده آن را افزایش دهد.

نتیجه نهایی برای بیمار ممکن است بسیار ساده باشد: دارویی که قبلا قابل خرید بوده، حالا گران تر شده یا دسترسی به آن دشوارتر است.

اثرات افزایش قیمت خدمات و تجهیزات پزشکی

یکی از مهم ترین بخش های این زنجیره، افزایش هزینه تجهیزات و خدمات پزشکی است. بیمار ممکن است تصور کند تنها هزینه ای که باید بپردازد، قیمت دارو یا ویزیت پزشک است، اما در بسیاری از موارد هزینه های دیگری نیز در روند درمان وجود دارد. آزمایش، تصویربرداری، تجهیزات جراحی، مواد مصرفی، فیزیوتراپی، بستری و حتی تعمیر و نگهداری دستگاه های پزشکی، همگی بخشی از هزینه نهایی درمان را تشکیل می دهند.

برای بررسی دقیق تر این موضوع می توان به اثرات افزایش قیمت خدمات و تجهیزات پزشکی توجه کرد. افزایش قیمت تجهیزات پزشکی فقط مراکز درمانی را تحت فشار قرار نمی دهد، بلکه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم می تواند هزینه ای را که بیمار در نهایت پرداخت می کند، افزایش دهد.

در سال های اخیر، فعالان حوزه سلامت بارها نسبت به افزایش قیمت تجهیزات پزشکی هشدار داده اند. افزایش قیمت دستگاه های تخصصی و تجهیزات مورد استفاده در مراکز درمانی می تواند هزینه ارائه خدمات را افزایش دهد و در نهایت بخشی از این فشار به بیمار منتقل شود.

مشکل زمانی جدی تر می شود که یک مرکز درمانی برای خرید یا تعمیر دستگاه های تخصصی مجبور به پرداخت هزینه بسیار بیشتری باشد. چنین هزینه ای ممکن است در نهایت از مسیر تعرفه خدمات، افزایش هزینه آزمایش، تصویربرداری یا سایر خدمات درمانی به بیمار منتقل شود.

این موضوع در مورد تجهیزات وارداتی اهمیت بیشتری دارد. نوسان نرخ ارز، دشواری واردات، محدودیت های ناشی از تحریم و مشکلات انتقال پول می توانند هزینه تامین تجهیزات و قطعات را افزایش دهند. در نتیجه حتی اگر یک دستگاه پزشکی مستقیما مشمول تحریم نباشد، هزینه تامین یا نگهداری آن ممکن است افزایش پیدا کند.

به همین دلیل، گرانی تجهیزات فقط یک مسئله مربوط به بیمارستان ها و مراکز درمانی نیست. وقتی هزینه راه اندازی و نگهداری یک مرکز درمانی بالا می رود، ممکن است قیمت خدمات نیز افزایش پیدا کند و در نهایت سهم بیشتری از هزینه درمان بر عهده بیمار قرار بگیرد.

بیماری که برای تشخیص به آزمایش یا تصویربرداری نیاز دارد، ممکن است با چند هزینه مختلف روبه رو شود و مجموع این هزینه ها برای یک خانواده کم درآمد بسیار سنگین باشد. در چنین شرایطی حتی یک بیماری قابل درمان نیز ممکن است برای بیمار به یک بحران مالی تبدیل شود.

آیا مردم واقعا کمتر درمان می کنند؟

اگر منظور از کاهش درمان، کاهش تعداد مراجعه به پزشک در کل کشور باشد، نمی توان یک درصد قطعی و قابل تعمیم ارائه کرد. در حال حاضر آمار رسمی و یکپارچه ای وجود ندارد که نشان دهد مثلا ۲۰، ۳۰ یا ۵۰ درصد مردم به دلیل گرانی و تحریم درمان بیماری خود را کنار گذاشته اند.

با این حال، فشار اقتصادی می تواند رفتار درمانی افراد را تغییر دهد. این تغییر رفتار می تواند شکل های مختلفی داشته باشد. بعضی افراد مراجعه به پزشک را عقب می اندازند. برخی آزمایش های تجویز شده را انجام نمی دهند. بعضی بیماران دارو را با فاصله بیشتری مصرف می کنند یا از خرید بعضی داروها صرف نظر می کنند.

گروه دیگری نیز ممکن است به جای مراجعه به پزشک، به خوددرمانی روی بیاورند. این مسئله به خصوص زمانی خطرناک است که فرد بیماری زمینه ای داشته باشد یا علائم بیماری نیازمند بررسی تخصصی باشند.

بنابراین شاید نتوان گفت درمان بیماری ها دقیقا با یک درصد مشخص کاهش پیدا کرده است، اما می توان گفت کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه های سلامت، بخشی از مردم را به سمت تاخیر، ناقص کردن یا حذف برخی خدمات درمانی سوق داده است.

بیماری های مزمن بیشتر آسیب می بینند

گرانی درمان برای بیماری های کوتاه مدت نیز مشکل ایجاد می کند، اما فشار اصلی معمولا روی بیماران مزمن و کسانی است که به درمان طولانی مدت نیاز دارند.

فرد مبتلا به بیماری مزمن نمی تواند درمان را برای مدت طولانی متوقف کند. اگر بیمار دیابتی داروهای خود را منظم مصرف نکند یا فرد مبتلا به بیماری قلبی درمان خود را کنار بگذارد، ممکن است در آینده با عوارض بسیار جدی تری مواجه شود.

در نتیجه، کاهش هزینه درمان در کوتاه مدت می تواند هزینه بسیار بیشتری در آینده ایجاد کند. بیماری که به دلیل گرانی یک آزمایش را انجام نمی دهد، ممکن است بیماری خود را دیرتر تشخیص دهد. بیماری که داروی خود را ناقص مصرف می کند، ممکن است با عوارضی روبه رو شود که نیاز به بستری یا جراحی داشته باشد.

در واقع، گرانی درمان فقط باعث کاهش مراجعه نمی شود؛ بلکه می تواند زمان تشخیص و کیفیت درمان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

بیمه چقدر می تواند مشکل را حل کند؟

وجود بیمه درمانی در حالت طبیعی باید بخش بزرگی از فشار مالی را از دوش بیمار بردارد، اما در شرایط تورمی، حتی زمانی که درصد پوشش بیمه ثابت باقی می ماند، مبلغ پرداختی بیمار می تواند افزایش پیدا کند.

برای مثال اگر بیمه ۷۰ درصد هزینه یک خدمت را پوشش دهد، اما قیمت آن خدمت دو برابر شود، سهم ۳۰ درصدی بیمار نیز دو برابر خواهد شد. بنابراین افزایش قیمت خدمات درمانی می تواند حتی برای فرد بیمه شده نیز مشکل ساز باشد.

از طرف دیگر، همه داروها و خدمات درمانی نیز لزوما تحت پوشش کامل بیمه قرار ندارند. در نتیجه بیمار ممکن است علاوه بر سهم بیمه، برای برخی داروها، خدمات تخصصی یا تجهیزات مورد نیاز خود هزینه جداگانه ای پرداخت کند.

خطر بزرگ تر؛ عادی شدن درمان نکردن

شاید مهم ترین پیامد گرانی درمان، خود افزایش قیمت ها نباشد؛ بلکه عادی شدن این تصور باشد که «فعلا دکتر نمی روم» یا «این دارو را بعدا می خرم».

وقتی این رفتار در جامعه زیاد شود، بیماری ها دیرتر تشخیص داده می شوند. مراجعه به مراکز درمانی ممکن است زمانی انجام شود که بیماری پیشرفت کرده و درمان آن پیچیده تر و پرهزینه تر شده است.

از طرف دیگر، فشار اقتصادی ناشی از بیماری می تواند کل خانواده را تحت تاثیر قرار دهد. یک بیماری طولانی مدت ممکن است بخش زیادی از درآمد خانوار را صرف درمان کند و خانواده را مجبور به کاهش هزینه های دیگری مانند آموزش، تغذیه، تفریح یا حتی مسکن کند.

به همین دلیل، مسئله هزینه درمان را نمی توان فقط یک موضوع پزشکی دانست. این موضوع مستقیما با اقتصاد خانواده و کیفیت زندگی مردم ارتباط دارد.

یک عدد دقیق برای کاهش درمان نداریم، اما نشانه ها روشن هستند

در نهایت اگر بخواهیم به سوال اصلی پاسخ دهیم، باید از ارائه یک عدد ساختگی خودداری کنیم. در حال حاضر نمی توان با استناد به داده های رسمی گفت که مثلا ۲۰، ۳۰ یا ۵۰ درصد مردم درمان بیماری های خود را به دلیل گرانی و تحریم کنار گذاشته اند.

اما چند واقعیت قابل توجه وجود دارد: سهم پرداخت از جیب مردم در سال های اخیر بالا بوده، هزینه خدمات پزشکی و دارو افزایش پیدا کرده و گزارش های مختلف از دشوار شدن ادامه درمان برای برخی بیماران خبر می دهند.

این اعداد و روندها به ما می گویند که مشکل فقط احساس گرانی نیست. بخش قابل توجهی از هزینه سلامت واقعا بر دوش مردم قرار دارد و افزایش قیمت خدمات و تجهیزات پزشکی نیز می تواند این فشار را بیشتر کند.

در چنین شرایطی، سوال اصلی دیگر فقط این نیست که «درمان چقدر گران شده است؟» سوال مهم تر این است که «چند نفر دیگر توان پرداخت هزینه درمان را ندارند؟»

پاسخ دقیق به این سوال نیازمند انتشار آمار شفاف درباره تعداد افرادی است که مراجعه پزشکی، خرید دارو، آزمایش، جراحی یا روند درمان خود را به دلیل هزینه متوقف یا به تعویق انداخته اند. تا زمانی که چنین آماری به صورت منظم منتشر نشود، نمی توان درصد دقیقی برای کاهش درمان در ایران اعلام کرد.

با این حال، روند افزایش هزینه ها و بالا بودن سهم پرداخت از جیب نشان می دهد که درمان برای بسیاری از خانواده ها از یک نیاز ضروری به یک هزینه سنگین تبدیل شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمال افزایش درمان های ناقص، تشخیص دیرهنگام بیماری ها و مراجعه دیرتر بیماران وجود خواهد داشت.

در نهایت سلامت نباید به موضوعی تبدیل شود که افراد فقط زمانی بتوانند از آن استفاده کنند که توان مالی کافی داشته باشند. بیماری انتخابی نیست و هزینه درمان نیز نباید آنقدر سنگین باشد که بیمار میان خرید دارو و پرداخت هزینه های ضروری زندگی مجبور به انتخاب شود.


امتیاز دهی
مطالب مرتبط
نظرات
نوشتن دیدگاه جدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران